تبليغاتX
انجمن وبلاگ نويسان
دانلود آهنگ جدید
دانلود رايگان فيلم و سريال
ابزار وبلاگ
دانلود زیرنویس
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
webdesign düsseldorf
مدل لباس
دانلود آهنگ جدید
خرید کتاب
انجام پروژه متلب
در ضد سرقت
دانلود کتاب

خرید لباس مجلسی
جراحی بینی
دانلود موزیک
کفش زنانه
دانلود آهنگ جدید
ثبت نام لاتاری
وقت سفارت
بلیط هواپیما
ویزای کاری
دانلود فيلم جديد
مجله تفریحی و سرگرمی
دانلود سریال شهرزاد
سریال عالیجناب
دانلود آهنگ جدید
دانلود اهنگ سنتی
شبکه اجتماعی
سریال شهرزاد فصل سوم
اخبار روز ایران
پاپ آپ
تور لحظه اخری
خرید فالوور اینستاگرام
ارتودنسی
آنتن مرکزی
مشاوره کودک و نوجوان

مشاوره کودک و نوجوان

بازديد : 1 مرتبه
تاريخ : 1 آبان 1396

تاثیرات طلاق بر کودکان

 

طلاق والدین یکی از مسایلی است که تأثیر آن بیشتر از هر فرد دیگری بر روی کودکان و نوجوانان است. به عقیده روانشناسان کودک و نوجوان ، در حالتی که والدین کودک به هر دليل تصمیم به جدایی می گیرند از روش‌های كاهش تاثیرات مخرب آن  بر كودكان آن است كه فرزندان را در جریان قرار داده و در برابر كشمكش‌ها از آن‌ها حمايت كنيد.

امروزه جدایی و طلاق حتی با وجود فرزندان نیز صورت می گیرد و ممکن است زن و شوهر بدون کوچک‌ترین توجهی نسبت به فرزندان خود تصمیم به طلاق بگیرند . این اتفاق شوک روانی زیادی را به کودک وارد می‌سازد . نبود پدر یا مادر در کنار کودک خلأ عاطفی زیادی را برای کودک ایجاد می‌کند. کودکان هر سنی که داشته باشند به هنگام جدایی پدر و مادر از یکدیگر ، نمی توانند عصبانیت و خشم خود را پنهان کنند. در این میان والدینی که قصد طلاق و جدایی را‌ دارند بایستی علاوه بر مواجه با مشکلات روحی و روانی ناشی از طلاق خود ، به کودکان نیز کمک کنند تا بتوانند این شرایط را بهتر درک و سپری کنند.
 
راه‌حل‌هایی برای کم شدن استرس کودکان در ‌زمان طلاق والدین :
 
1. هیچ‌گاه جزئیات ماجرا را برای کودکان شرح ندهید:
چه کودکی کم سن و سال داشته باشید و چه نوجوان ، نیازی به شرح تمام موضوع و بازگویی مفصل داستان طلاق برایشان کار صحیحی نیست . کودکان باید بنا به سن و سالی که دارند در جریان توضیح مختصری از این جدایی قرار گیرند. مثلا گفتن جمله "من و بابا دیگر همدیگر را دوست نداریم و نمی‌توانیم با هم زندگی کنیم" گزینه خوبی است.
بهتر است كه این صحبت‌ها در شرایط مطلوب و با حضور پدر و مادر و ‌با حفظ آرامش به اطلاع فرزندان برسد. گریه و زاری در چنین زمانی منطقی به نظر نمی‌رسد و بایستی به صورت کاملاً آرام با کودک در میان گذاشته شود.
 
2.   نزد کودکان خود را خوب و حق دار نشان ندهید.
مهم‌ترین کار در این زمان این است که کودکان را وارد دعوا و کشمکش خود نکنید . با وجود کینه و خشمی که در دلتان است یکدیگر را نزد او خراب نکنید این کار باعث ایجاد لطمات عاطفی زیادی برای کودکان می‌گردد ، زیرا‌ که کودک نهمشاور است و نه محرم اسرار ، پس او را در جریان طلاق دچار عذاب احساسی نکنید .

نحو برخورد با کودکان بعد از طلاق:

کودکان در صورت جدا شدن والدین، معمولاً خودشان را مقصر می‌دانند و با خود می‌گویند: "احتمالاً من کاری کرده‌ام" ، "به‌خاطر لیوانی که دیروز شکاندم" ، "چون درسم را نخواندم" و...؛ بیشتر این تفکرات به دلیل اطلاع نداشتن از علت واقعی جدایی والدین است و به همین دلیل دچار احساس ناراحتی یا خشم می‌شوند. ممکن است کودک از رهاشدن توسط پدر و مادری که از او نگهداری می‌کند ترس داشته باشد. داشتن امنیت برای کودکان زیر12 سال بسیار مهم است. آنها با خود می‌گویند: "زمانی که پدر و مادرم از هم جدا شدند، تکلیف من چه می‌شود؟" این وظیفه والدین است که در این زمینه تلاش کرده و احساس امنیت را برای کودک فراهم کنند.
به هر حال جدایی یک‌سری مشکلات را ایجاد می‌کند و بارزترین آن خشم و کینه گرفتن هر دو والد نسبت به یکدیگر است؛ چراکه معتقدند طرف دیگر در این جدایی مقصر بوده و این مسئله را در رفتارها و واکنش‌هایشان جلوی فرزند خود نشان می‌دهند. والدین هنگام تحویل گرفتن فرزند رفتار سرزنش‌آمیز نسبت به یکدیگر نداشته باشند
بعد از جدا شدن والدین، بسته به اینکه حضانت فرزند با چه کسی باشد، یک روز در هفته ممکن است پدر فرزند را ملاقات کند یا برعکس. در این شرایط والدین سعی کنند هنگام تحویل گرفتن یا تحویل دادن فرزند، به دلیل خشمی ‌که از یکدیگر دارند رفتار سرزنش‌آمیز یا دشنام‌هایشان را در حضور کودک بروز ندهند؛ چراکه به هر حال فرد غایب هنوز والد فرزند است و کماکان فرزند با او در ارتباط است و زمان‌هایی را با او می‌گذراند.
والدین با بدگویی از هم در نگاه کودک نسبت به خود تأثیر می‌گذارند
این مسئله از این جهت اهمیت دارد که وقتی والدین نسبت به یکدیگر بدگویی کنند و دشنام دهند، در نگاه کودکنسبت به خود تأثیر می‌گذارند و به این صورت ممکن است کودک به خود بگوید: "چون بابا از مامان بدش می‌آید یا بالعکس، حتماً از من هم بدش می‌آید."
 
فرزندانتان را پیغام‌رسان بین خود نکنید
 
فرزند را پیغام‌رسان بین خود نکنید؛ چرا که در این موقعیت‌ها بیشتر والدین به دلیل کینه ای که از هم دارند، معمولاً با یکدیگر صحبت نمی‌کنند و به جای آن از کودک خود استفاده می‌کنند.
 

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاورهحضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .

بازديد : 6 مرتبه
تاريخ : يکشنبه 30 مهر 1396

 

نقش بازی در تربیت کودکان

 

تعریف بازی و تربیت:

بازی : انگیزه ای درونی است که از روان کودک تاثیر می گیرد و نیز برآن تأثیر می گذارد.

تربیت : عبارتست از پرورش مهارت های مختلف زندگی درکودکان و بر سه عامل: حواس، تخیل و شخصیت فرد اثر می گذارد.

بازی یکی از مهم‌ترین عوامل در تربیت اخلاقی کودک است. بازی مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی ، آزادی کودک در بازی ، اسباب بازی های مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

فواید بازی

ـ بازی می تواند نقش بسیار مثبتی در رشد روانی، هیجانی و بهزیستی کودک داشته باشد. به طور مثال کنجکاوی شدید کودک می تواند از طریق بازی ارضا شود و فرصتی مناسب به او بدهد تا هوش خود را تقویت نماید و موجب رشد و شکوفایی شخصیت کودک گردد.

ـ بازی نقش آموزشی دارد و می تواند به کودک کمک کند تا موفق شود کارهایی که در شرایط عادی برای او لذت بخش نیست از طریق بازی بیاموزد.

ـ بازی به کودک فرصت می دهد که پس از خستگی های بدنی و روانی که بزرگسالان او را وادار به یادگیری می کنند، دوباره به رهایی و آرامش درونی دست یابد.

ـ بازی اراده کودک را تقویت و او را وادار می کند که بازی را مظفرانه به پایان برساند و در نیل به هدف خود پایداری کند.

ـ بازی هوش، فکر، عزم و استعدادهای مختلف را در کودک پرورش می دهد و باعث نشاط روح او خواهد شد.

ـ یکی از ویژگی های بازی، زنده نگاه داشتن و شاداب کردن روحیه است. چرا که بازی عبارت است از فعالیتی شادمانه، شور و شوق بازی، خودانگیختگی، شادابی و وجدی که غالبا از آن عاید می شود، تأثیرات بسیار مثبت در سلامت فکری کودکان دارد.

 

مهم است بدانیم این یک روند است که باید طی شود بطوري که تا هفت سالگي بازي کار کودک محسوب مي شود. اگر فرزند در سنین کودکی خوب بازی نکند نمی تواند خوب تعلیم ببیند.

خداوند نخستین دوره رشد انسان را با بازی همراه کرده است. در اسلام نیز دستور است که فرزندتان را 7 سال رها کنید تا بازی کند . این دستور نشانگر تاثیر بازی در تربیت کودک است بعد می فرماید در 7 سال دوم  او را تعلیم دهید و ادب به او بیاموزید و باید فرمانبردار باشد و در 7 سال سوم اینکه می فرماید فرزندتان را رها کنید تا بازی کند منظور این نیست که اصلا به او کار نداشته باشید و او را تربیت نکنید بلکه منظور اینست که خیلی از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود زیرا کودک در این سن حرف شنوی چندانی ندارد و نمی توان با امر و نهی او را تربیت کرد .

از خلال بازیهای کودک نیز می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک می‌توان پی برد بنابراين محروم کردن کودک ازاين نياز طبيعي موجب خسارت هاي روحي و رواني است که جبران آن غيرممکن يامشکل است.

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند

بازديد : 9 مرتبه
تاريخ : 26 مهر 1396

آیا ترس كودك با تكرار ترس، ميريزد؟

‎خيلي از ما عقيده داريم با در قرار دادن كودك در رابطه با ترس، باعث ريختن ترس كودك مي شويم. اما انچه در حقيقت مي ريزد، اعتماد كودك به ماست. كودك بي پناه، تنها ما را خداي خود ميشناسد. ما قرار است دنياي امني براي فرزندمان مهيا كنيم

‎اشتباه ديگر، نفي احساس كودك است. جملاتي نظيره: اين كه ترس نداره، نترس هيچي نيست، قول ميدم هيشكي زير تختت نيست، لوس بازي در نيار، بايد شجاع باشي، بزرگ شدي نبايد بترسي... تنها به كودك اين پيام را ميدهد هيچ كسي احساسات او رو نميفهمد و يا او اشتباه احساس ميكند، بنابراين اضطراب به ترس اضافه مي شود.

‎چرا كودكان مي ترسند؟

‎كودكان با سه ترس طبيعي به دنيا مي ايند:


‎١. ترس از هر پديده جديد و تازه، كه ميتوان در برخي از نوزادان و كودكان ان را مشاهده كرد.

‎٢. ترس از صداي بلند كه باعث وحشت در كودكان و نوزادان ميشود.

‎٣.ترس از خالي شدن ناگهاني زير پا و به دنبال ان احتمالا ترس از بلندي

‎انسان بين ٢ تا ٥ سالگي ترس از حيوانات كوچك و تاريكي را تجربه ميكند.

‎٦ تا ٩ سالگي ترس از حوادث طبيعي مثل طوفان رعد و برق و حتي باران و برف

‎٩ تا ١٢ سالگي ترس از بيماري و مرگ

‎١٣ تا ١٦ سالگي قضاوت و نظر مردم براي نوجوان اهميت ويژگي را پيدا ميكند.

‎به طور كلي كودكان و نوجوانان انساني در مسير تكامل خود اين ترسها را تجربه ميكنند.
‎كه شدت و ضعف ان در كودكان متفاوت است.

‎كودكان تا هفت سال بسيار تخيلاتي هستند و فرق بين تخيل و واقعيت را نميدانند. بنابراين ديدن كارتون يا شنيدن داستان ميتواند باعث ترس در كودكان شود.

‎بازي هاي كامپيوتري دليل ترس و كابوس در كودكان است.

‎ترساندن يا تهديد كودك از خدا، جهنم، پليس، لولو و غيره تاثيير بدي در كودك دارد.

‎كودكاني كه بيشتر از بقيه كودكان مي ترسند ميتوانند زمينه ارثي وسواس يا اضطراب را داشته باشند.

‎با ترس كودكان چه كنيم:

‎اولين قدم تاييد ترس كودك است. "مي دونم مي ترسي" اين جمله مهر تاييد بر احساس كودك است. هرگز احساس كودك را نفي نكنيد.

‎قدم بعدي صحبت با كودك است. بگذاريد در مورد ترسش با شما صحبت كند. از او بخواهيد ايا ميخواهد با ترسش كنار شما روبرو شود؟ بپرسيد چه كمكي مي توانيد انجام دهيد؟

‎به كودك اطمينان دهيد شما مراقبش هستيد. با هم در را قفل كنيد. با هم زير تخت را چك كنيد. چراغ اتاق خواب و راهرو را روشن بگذاريد. میتوانید از یک مشاور تلفنی نیز استفاده کنید و مشاوره تخصصی روانشناسی دریافت کنید .

‎اگر از تنها خوابيدن ميترسد، مدتي را كنار تختش بخوابيد بدون انكه دستش را بگيريد.

‎كودك را به بهانه ترس هرگز به رختخوابتان نياوريد.

‎در صورتي كه ادامه پيدا كند ، با متخصص و مشارو  مشورت كنيد

بازديد : 10 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 24 مهر 1396

تنبیه درست کودکان با چهار روش علمی :

قبل از اینکه بخواهیم در مورد راه‌های تنبیه کودکان صحبت کنیم بهتر است به این نکته مهم اشاره کنم که هدف از تنبیه کودک چیست؟
والدین باید این سوال را از خود بپرسند و به این فکر کنند که آیا اصلاح رفتار نادرست کودک هدف آنهاست یا تنبیه صرفا وسیله‌ای است که برای فرو نشاندن خشم از آن استفاده می‌کنند.
گاهی ما کودک را به خاطر اینکه کار اشتباهی کرده تنبیه می‌کنیم به عنوان مثال دوستش را کتک زده، وسیله‌ای را شکسته و کارهایی مشابه آن. اما گاهی نه به خاطر کار بدی که انجام داده بلکه چون حرف ما را گوش نمی‌دهد، عصبانی می‌شویم و سر کودک داد می‌زنیم یا او را تنبیه می‌کنیم و بدیهی است که این کار درست نیست. هدف از تنبیه باید آگاه کردن کودک از کار زشتی که انجام داده و اصلاح رفتار او باشد، نه چیز دیگری.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که آیا کودک ما درکی از تنبیه دارد؟ کودکان گاهی هیچ درکی از تنبیه ندارند و نمی‌دانند چرا والدین این رفتار را با آنها کرده‌اند. تنبیه زمانی می‌تواند به نتیجه مثبتی در تربیت کودک منجر شود که با روش درست اعمال شود چون در غیر این صورت می‌تواند باعث آسیب روانی در کودک باشد. بنابراین در ابتدا باید از خود بپرسید که آیا شما حد و مرزها را برای کودک مشخص کرده‌اید و او می‌داند که چه کاری درست و انجام چه رفتاری اشتباه است؟
حالا که به این پرسش‌ها پاسخ دادیم، نیاز به چند روش درست تنبیهی برای اصلاح رفتار کودک داریم که در اینجا به 4 مورد از آنها اشاره می‌کنیم؛
🔻1. از کلام استفاده کنید ، روبه‌روی کودک بنشینید و مستقیم در چشم‌های او نگاه کنید. داد نزنید، بلکه با صدایی جدی و محکم به او بگویید کاری را که انجام داده است، دوست نداشتید. حتما به کار زشت کودک اشاره کنید نه اینکه خود او را مورد سرزنش و توهین قرار دهید.


🔻2. بسیار مهم است که در تنبیه کودکان به کودک ابراز علاقه هم بکنید تا کودک بداند این رفتارنادرست باعث نشده که محبت شما به او کم شود. به عنوان مثال با حالت جدی و ناراحت به کودک خود بگویید: «با اینکه خیلی دوستت دارم ولی این کارت رو دوست ندارم، تو خیلی بچه خوبی هستی ولی این کاری که کردی اصلا خوب نیست.» وقتی در حالت تنبیه این جملات را به کار می‌بریم به کودک می‌گوییم که ما مشکلی با او نداریم و همیشه در هر شرایطی دوستش داریم ولی به خاطر کار اشتباهش ناراحتیم و بهتر است کودک بداند به خاطر چه موضوعی تنیبه شده.


🔻3. سعی کنید اینقدر رابطه عاطفی عمیق با کودک داشته باشید که لحن سرد و رسمی شما برای کودک‌تان از هر تنبیهی بدتر باشد. والدینی که با کودکان‌شان بسیار رابطه صمیمی دارند وقتی می‌خواهند کودک را متوجه رفتار اشتباه‌شان کنند لحن کلام‌شان را سرد و رسمی می‌کنند. مثلا اگر شما همیشه کودک‌تان را با عناوینی مثل پسرم، علی جان، علی آقا و... خطاب کنید وقتی خیلی رسمی می‌گویید علی، کودک متوجه می‌شود که مادر از دست او ناراحت است که از پیشوند یا پسوند استفاده نکرده.


🔻4. از سکوت تربیتی استفاده کنید. سکوت تربیتی باید متناسب سن کودک انتخاب شود و بیشتر از حد و زمان تحمل او نباشد. معمولا برای این کار یک جای مشخص را در نظر می‌گیرند که کودک را برای دقایقی در آنجا قرار می‌دهند و بعد از توضیح دلیل اینکه چرا آنجاست، او را مدت معینی در این مکان نگه می‌دارند. تعیین زمان را به ازای سن کودک در نظر می‌گیریم، یک کودک 4ساله 4دقیقه باید در محل مشخص شده بماند، مثلا روی صندلی بنشیند و اگر آن مکان را قبل از تمام شدن زمان در نظر گرفته شده ترک کرد، دوباره او را به سرجایش برگردانید. گاهی این عدد را با اضافه کردن عدد یک به سن کودک نیز می‌توان انتخاب کرد. مثلا برای کودک 5ساله، 5+1 یعنی 6دقیقه؛ ولی این زمان را بیشتر از این طولانی نکنيد

والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .

بازديد : 14 مرتبه
تاريخ : 23 مهر 1396

۱- ” تو دیوونه شدی “
به جای اینکه به شدت واکنش نشان دهید باید متوجه شوید که این فرد دقیقا چه چیزی می خواهد بگوید.
در برابر تمایلتان به رد کردن او مقاومت کنید
مثال: وقتی در مدرسه هستید و همکلاسیتان می گوید: وقتی درس می خوانم خیلی حواسم را پرت می کنی. اخر ترک تحصیل می کنم .
نگویید: جایی که زندگی می کنم تلوزیون هم نمی توانم تماشا کنم؟؟؟؟ باهاش کنار بیا.
بگویید: میدانم که بعضی وقت ها سر و صدا می کنم. با اینکه نمی توانم عادت فیلم دیدنم را قطع کنم اما تمام تلاشم را خواهم کرد که صدایش را کم کنم تا اذیت نشوی. از مشاور روانشناس نیز میتوان کمک گرفت

چرا این شیوه کار می کند: به چیزی که در حرف های طرف مقابل واقعی و منطقی است دقت کنید چون می توانید با استفاده از آنها خلع سلاحش کنید، و او نیز حس می کند که درک شده و آرام می شود. او قوت قلب می گیرد که حداقل یک نفر پیدا شده تا حرفش را قبول کند.

۲- ” همیشه نا امیدم می کنی “
همدلی بهترین واکنشی است که می توان به کسی که احساس خطر کرده نشان داد.
مثال: دوستتان به گردشی که همراه با همکارتان ترتیب داده بودید نمی آید.
نگویید: همیشه نا امیدم می کنی! حتی در تربیت فرزند .
بگویید: نیامدنت امروز ناراحتم کرد، چون واقعا دوست داشتم ببینمت. ناراحتم چون از قبل فکر می کردم این اتفاق بیفتد. فقط چون سرت شلوغ بود نیامدی یا علت دیگری باعث شد تصمیمت عوض شود؟ شاید بهتر باشد درباره این موضوع بیشتر صحبت کنیم تا هر دو متوجه شویم چه چیزی برایمان بهتر است.

چرا این شیوه کار می کند: وقتی به واقعیت یک دوست یا شریک زندگی اذعان می کنید، خطوط رابطه را باز گذاشته اید، این کار کمک می کند بتوانید گفتگویی سازنده برای رفع مشکل داشته باشید.

۳- ” وای دوباره این … “
اینکه چگونه یک چیز را بیان می کنید شاید از پایان دادن به چیزی که می خواستید بگویید بسیار مهمتر باشد. استفاده از مشاور روانشناس .

مثال: برای پرخاشگری زوجین .شخصی که برایتان اهمیت دارد، شکایت می کند که به اندازه کافی به او توجه نمی کنید. او می گوید: من فکر می کنم برای دوستان و کارهایت اهمیت بیشتری قائل هستی. 
نگویید: ( خیلی کوتاه ) واقعا؟ چه جالب! ( با کمی تندی در صدا ) خب چه کاری از دستم برمیاد؟

بگویید: ( آرام و مصلحانه ) واقعا همچین چیزی هست؟ ( سپس به چشم های او نگاه کنید و دست خود را روی شانه اش بگذارید ) چه کاری از دستم بر می آید؟

چرا این شیوه کار می کند: لحن صدا و حرکات هرچه گرمتر باشد ( بعلاوه ارتباط چشمی )می توان بهتر ارتباط برقرار کرد: منظورت را فهمیدم، به خاطر تو اینجا هستم. همین جمله بدون لحن و حرکات صمیمی می تواند طور دیگری برداشت شود.

۴- ” من می رم “
بیرون زدن درست زمانی که دوست یا همسرتان در یک سقوط عاطفی قرار دارد، نوعی از زیر کار در رفتن است. این کار نشان می دهد برای شخص مقابل آنقدر اهمیت قائل نیستید که حتی درکش کنید.

مثال: یکی از اعضای خانواده مرتبا تکرار می کند چقدر تحت فشار است و شکایت می کند که هیچکس به او کمک نکرده.
این کار را نکنید: چشم بالا می اندازید، آه می کشید، در را محکم باز می کنید و هنگام خارج شدن محکم بهم می کوبید.

این کار را بکنید: یک نفس عمیق بکشید، به چشم های او نگاه کنید و بگویید من واقعا می خواهم کمک کنم، اما چند لحظه باید خود را آرام کنم، چند دقیقه مثلا ۵ یا ۱۰ دقیقه هر دو استراحت کنیم و سپس با هم حلش می کنیم.

چرا این شیوه کار می کند: وقتی از کسی خسته می شویم، سعی می کنیم تا جای ممکن خود را از او دور کنیم، و یا هنگام صحبت سعی می کنیم با او ارتباط چشمی برقرار نکنیم. گاهی [Forwarded from Moein] نیز ممکن است با عمل این کار را نشان دهیم، این واکنش بدن است. پس در چنین مواقعی مواظب زبان بدن خود باشید چون برخی حرکات می تواند باعث از هم گسیختن رابطه بین دو فرد شود.

۵- کافیه!
تسلیم نشوید. اگر تمام تلاشی که برای آرام کردن دیگران انجام دادید برعکس جواب داده هنوز تمام امیدها از دست نرفته.

برای دوباره باز کردن بحث، بگویید: ببخشید که جواب هایم نا خوشایند بود. واقعا قصدم این نبود درست نظر تو را درک نکرده بودم، اما بعد از اینکه کمی فکر کردم متوجه حرفت شدم، و بهتر فهمیدم که چرا چنین حسی داری. فرض کن من مشاور تو هستم .

همین که آن فرد آرامتر شد، می توانید درباره نگرانی های خود و علت اینکه چرا این بحث پیش آمده بیشتر صحبت کنید.

سخن پایانی
گفتن جملاتی مانند ” آروم بگیر ” ” کم ننه من غریبم بازی کن ” یا ” اینقدر غر غر نکن ” جوابی معکوس دارد و اصلا نمی تواند به هدفی که دارید نزدیکتان کند. 
به جای چنین جواب هایی برای داشتن زندکگی هیجان انگیز ، درد طرف مقابل را درک کنید، تا جایی که می توانید از انتقاد به او خودداری کنید، و با او همدلی کنید.
اما از همه چیز مهمتر، به خاطر تسکین دادن فرد دیگر احساسات خود را فرو ندهید. اگر حس می کنید شما هم نیاز به شنیده شدن دارید، زمانی را پیدا کنید که دوست یا همسرتان بیشتر آماده است و می تواند حرفتان را گوش دهد.

استفاده از مشاوره تلفنی با روانشناسان متخصص  نیز میتواند کمک بهینه ای کند .مشاوران روانشناسی دارای تجربه فراوان برای راهنمایی شما دارند

 

بازديد : 19 مرتبه
تاريخ : يکشنبه 23 مهر 1396

  

۱- ” تو دیوونه شدی “
به جای اینکه به شدت واکنش نشان دهید باید متوجه شوید که این فرد دقیقا چه چیزی می خواهد بگوید.
در برابر تمایلتان به رد کردن او مقاومت کنید
مثال: وقتی در مدرسه هستید و همکلاسیتان می گوید: وقتی درس می خوانم خیلی حواسم را پرت می کنی. اخر ترک تحصیل می کنم .
نگویید: جایی که زندگی می کنم تلوزیون هم نمی توانم تماشا کنم؟؟؟؟ باهاش کنار بیا.
بگویید: میدانم که بعضی وقت ها سر و صدا می کنم. با اینکه نمی توانم عادت فیلم دیدنم را قطع کنم اما تمام تلاشم را خواهم کرد که صدایش را کم کنم تا اذیت نشوی. از مشاور روانشناس نیز میتوان کمک گرفت

چرا این شیوه کار می کند: به چیزی که در حرف های طرف مقابل واقعی و منطقی است دقت کنید چون می توانید با استفاده از آنها خلع سلاحش کنید، و او نیز حس می کند که درک شده و آرام می شود. او قوت قلب می گیرد که حداقل یک نفر پیدا شده تا حرفش را قبول کند.

۲- ” همیشه نا امیدم می کنی “
همدلی بهترین واکنشی است که می توان به کسی که احساس خطر کرده نشان داد.
مثال: دوستتان به گردشی که همراه با همکارتان ترتیب داده بودید نمی آید.
نگویید: همیشه نا امیدم می کنی! حتی در تربیت فرزند .
بگویید: نیامدنت امروز ناراحتم کرد، چون واقعا دوست داشتم ببینمت. ناراحتم چون از قبل فکر می کردم این اتفاق بیفتد. فقط چون سرت شلوغ بود نیامدی یا علت دیگری باعث شد تصمیمت عوض شود؟ شاید بهتر باشد درباره این موضوع بیشتر صحبت کنیم تا هر دو متوجه شویم چه چیزی برایمان بهتر است.

چرا این شیوه کار می کند: وقتی به واقعیت یک دوست یا شریک زندگی اذعان می کنید، خطوط رابطه را باز گذاشته اید، این کار کمک می کند بتوانید گفتگویی سازنده برای رفع مشکل داشته باشید.

۳- ” وای دوباره این … “
اینکه چگونه یک چیز را بیان می کنید شاید از پایان دادن به چیزی که می خواستید بگویید بسیار مهمتر باشد. استفاده از مشاور روانشناس .

مثال: برای پرخاشگری زوجین .شخصی که برایتان اهمیت دارد، شکایت می کند که به اندازه کافی به او توجه نمی کنید. او می گوید: من فکر می کنم برای دوستان و کارهایت اهمیت بیشتری قائل هستی. 
نگویید: ( خیلی کوتاه ) واقعا؟ چه جالب! ( با کمی تندی در صدا ) خب چه کاری از دستم برمیاد؟

بگویید: ( آرام و مصلحانه ) واقعا همچین چیزی هست؟ ( سپس به چشم های او نگاه کنید و دست خود را روی شانه اش بگذارید ) چه کاری از دستم بر می آید؟

چرا این شیوه کار می کند: لحن صدا و حرکات هرچه گرمتر باشد ( بعلاوه ارتباط چشمی )می توان بهتر ارتباط برقرار کرد: منظورت را فهمیدم، به خاطر تو اینجا هستم. همین جمله بدون لحن و حرکات صمیمی می تواند طور دیگری برداشت شود.

۴- ” من می رم “
بیرون زدن درست زمانی که دوست یا همسرتان در یک سقوط عاطفی قرار دارد، نوعی از زیر کار در رفتن است. این کار نشان می دهد برای شخص مقابل آنقدر اهمیت قائل نیستید که حتی درکش کنید.

مثال: یکی از اعضای خانواده مرتبا تکرار می کند چقدر تحت فشار است و شکایت می کند که هیچکس به او کمک نکرده.
این کار را نکنید: چشم بالا می اندازید، آه می کشید، در را محکم باز می کنید و هنگام خارج شدن محکم بهم می کوبید.

این کار را بکنید: یک نفس عمیق بکشید، به چشم های او نگاه کنید و بگویید من واقعا می خواهم کمک کنم، اما چند لحظه باید خود را آرام کنم، چند دقیقه مثلا ۵ یا ۱۰ دقیقه هر دو استراحت کنیم و سپس با هم حلش می کنیم.

چرا این شیوه کار می کند: وقتی از کسی خسته می شویم، سعی می کنیم تا جای ممکن خود را از او دور کنیم، و یا هنگام صحبت سعی می کنیم با او ارتباط چشمی برقرار نکنیم. گاهی نیز ممکن است با عمل این کار را نشان دهیم، این واکنش بدن است. پس در چنین مواقعی مواظب زبان بدن خود باشید چون برخی حرکات می تواند باعث از هم گسیختن رابطه بین دو فرد شود.

۵- کافیه!
تسلیم نشوید. اگر تمام تلاشی که برای آرام کردن دیگران انجام دادید برعکس جواب داده هنوز تمام امیدها از دست نرفته.

برای دوباره باز کردن بحث، بگویید: ببخشید که جواب هایم نا خوشایند بود. واقعا قصدم این نبود درست نظر تو را درک نکرده بودم، اما بعد از اینکه کمی فکر کردم متوجه حرفت شدم، و بهتر فهمیدم که چرا چنین حسی داری. فرض کن من مشاور تو هستم .

همین که آن فرد آرامتر شد، می توانید درباره نگرانی های خود و علت اینکه چرا این بحث پیش آمده بیشتر صحبت کنید.

سخن پایانی
گفتن جملاتی مانند ” آروم بگیر ” ” کم ننه من غریبم بازی کن ” یا ” اینقدر غر غر نکن ” جوابی معکوس دارد و اصلا نمی تواند به هدفی که دارید نزدیکتان کند. 
به جای چنین جواب هایی برای داشتن زندکگی هیجان انگیز ، درد طرف مقابل را درک کنید، تا جایی که می توانید از انتقاد به او خودداری کنید، و با او همدلی کنید.
اما از همه چیز مهمتر، به خاطر تسکین دادن فرد دیگر احساسات خود را فرو ندهید. اگر حس می کنید شما هم نیاز به شنیده شدن دارید، زمانی را پیدا کنید که دوست یا همسرتان بیشتر آماده است و می تواند حرفتان را گوش دهد.

استفاده از مشاوره تلفنی با روانشناسان متخصص  نیز میتواند کمک بهینه ای کند .مشاوران روانشناسی دارای تجربه فراوان برای راهنمایی شما دارند

 

بازديد : 11 مرتبه
تاريخ : 20 مهر 1396

مدارس مهمترین مراکز آموزشی کودکان در جهان هستند

هرساله بسیاری از کودکان و نوجوانان در مدارس کودکان سراسر دنیا در حال آموزش و تحصیل هستند .  مدارس باید علاوه بر تحصیل کودکان و نوجوانان محیط هایی سرشار از آموزش های مناسب باشد . آموزش روش های مناسب زندگی ، آموزش نحوه برخورد با مسائل ، آموزش نحوه ایجاد ارتباط با دیگران ، آموزش چگونگی حل کردن مشکلات و ... از جمله مواردی هستند که کودکان و نوجوانان باید درمدارس یاد بگیرند.

در حال حاضر علاوه بر مدارس مهد های کودک نیز نقش بسیار تعیین کننده ای در آموزش و نحوه تربیت کودکان  دارند چرا که هر چه سن فرزند شما پایین تر باشد توانایی تاثیر پذیری و انعطاف پذیری در آنها بیشتر است. مهد های کودک باید آموزش های مناسب به کودکان بدهند . این آموزش ها باید علاوه بر تخصصی بودن و سازگاری با فرهنگ ایرانی ، باید متناسب با سن کودکان نیز باشد.

باید در مهد کودک ها مهارت ها را به کودکان یاد دهند. ولی نقش اصلی در تربیت فرزندان را خود والدین ایفا می کنند . هرچند در حال حاضر به دلیل مشغله های کاری والدین وقت کمتری را با کودکان خود سپری می کنند ولی تاثیر آنها بر رفتار فرزندشان بسیار بسیار بیشتر از مهد ها و مدارس است . کودکان والدینشان را نگاه می کنند و از آنها تقلید می کنند .

والدین باید در ابتدای امر خودشان یاد بگیرند که چگونه زندگی و رفتار کنند تا بتوانند الگو های مناسبی برای فرزندان خود باشند .

یکی از مواردی که به وفور مشاهده می شود ترک تحصیلی نوجوانان است . از جمله دلایل ترک تحصیلی دانش آموزان  مشکلات خانوادگی و مشکلات کاری نوجوانان نمی توانند ادامه تحصیل بدهند هر چند بسیار باهوش باشند.

ترس از مدرسه نیز می تواند یکی از عوامل ترک تحصیلی باشد هرچند این دلیل می تواند  ب راحتی با مراجعه به روانشناسان متخصص بهبود و درمان شود . خانواده ها نقش اساسی در تشویق یا دلسرد کردن فرزندشان در رفتن به مدرسه دارند.

برای داستن بیشتر در مورد این مسائل می توانید از طریق مشاوره تلفنی با مشاوران متخصص کودک و نوجوان در ارتباط باشد.

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد